ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

این روزهای ما

1391/8/10 8:17
نویسنده : مامانی
854 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به شیرین عسلی هام و همه ی دوستهای گلم.

اول از هر چیز میخام ازتون معذرت بخام که این همه وقفه می افته بین نوشتن خاطراتتون.باور کنید که از وقتی اومدیم تو خونه ی جدید،کارهام خیلی زیاده و واقعا فرصت نمیشه.الان هم که نشستم و مینویسم،صبح روز چهارشنبه10آبان 91.تازه ثنا جون به مدرسه رفته.امروز قراره برن اردو.کلی ذوق و شوق داشت.دو روزه که سرما خوردم و از ترس اینکه شماها مریض نشین ،ماسک میزنم.سرم درد میکنه.خدا کنه زودتر خوب بشم.میخوام اتفاقات و خاطرات این مدت رو بنویسم.

اول از ثنا جون بگم که هفته ی گذشته،دوتا دندونای شیری بالا رو کنده و خیلی بانمک شده.یکی رو در کمال ناباوری ما،خودش درآورد و اون یکی هم با فاصله ی دو روز خودش لق لق کرد و در ثانیه ی آخر توسط بابارضا کنده شد.ماشااله دل و جرات ثنا خیلی زیاد شده.تو مدرسه هم با دوتا کلاس ششمی دوست شده و زنگ تفریح ها با آنا و درسا که همکلاسیهاش هستن کلی بازی میکنن و خوش میگذرونن.

ثمین گلی هم که دوتا دندونهای نیش بالا و پائین و یه دندون اسیاب که پنجمین دندون از چپ بالا میشه رو درآورده. دیگه کامل حرف میزنه و جمله بندیهاش هم با جزییات شده.دیروز عصر بعداز انجام کارها،سردم شده بود رفتم زیر پتو،کنارم نشست و نقاشی میکشید.تا چشمم رو می بستم،فورا میگفت:"مامان دَسی یه ،خابت میاد؟"بیدار شو!!!!!خلاصه نگذاشت پلک بزنیم.عروسکهاشو میذاره تو بغلش و بهشون شیر میده و باهاشون عین یه مامان حرف میزنه.میگه"اَلام دُهدَلَم.(سلام دخترم)اوبی.آب میخای؟می می میخای؟و بعد با قاشق اسباب بازیهاش بهش الکی غذا میده و بعد هم میخابونتش.

کیفش رو که توش یه دفتر و مدادرنگیه خیلی دوست داره.عاشق نقاشی کشیدنه مثل آجی ثنا و مامان

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (12)

مامان آوينا
10 آبان 91 8:59
ماشاا.. چقدر شما ناز و خوشكليد


میسی خاله
نرجس خاتون، مامان طهورا خانوم
10 آبان 91 9:46
چقدر عکس اخریشون خوشگله.هزار ماشالا.


قلفونت عسیسم.چشات خوشگل میبینه
عمه نرگس
10 آبان 91 13:32
آخی مریض. شدی مامان دسی هه!! مواظب خودت باش و زود زود خوب شو.
من هنوز موفق به اپلود عکس بچه ها نشدم مدممون قاط زده.عز. با جراتم تتو روابط اجتماعیت عالیه.خوشحالم که تو مدرسه بهت خوش میگذره.


میسی عمه ای
مامان ریحان عسلی
10 آبان 91 18:51
سلام
آخی شما هم سرما خوردین ؟ ایشالا زودی خوب بشین
ای جونم چه خوشجل کیف بسته پشتت ریحانم خیلی به کیف علاقه داره باید منم براش بگیرم


اره .چیز خوبیه.سرگرم کننده ست
خاله جون
10 آبان 91 23:23
سلام عزیزم
انشالله که هرچه زودتر خوب بشید مامان مهربون
انشالله اردو خوش گذشته باشه.حالا کجا رفته اردو
مبارک باشه عزیزم مرواریدای سفیدت عزیزم[بوسه]


سلام.ممنونم
اره حسابی خوش گذشته بود.پارک ترافیک رفته بودن و به قول خودش قوانین راهنمائی و رانندگی رو یادشون دادن
خاله جون
12 آبان 91 13:48
مامان فاطمه
12 آبان 91 15:14
سلام عزیزم ، انشاالله که هر چه زودتر خوب بشی. گلهای خوشگل رو ببوس
مامان سارا
13 آبان 91 20:14
سلام عزیزم . مبارک باشه خونه جدید.
راستی عیدتون هم مبارک عزیزم
شنیدم که میخوای از شهرمون بری ؟؟؟؟؟؟؟؟راست میگفتن؟؟


سلام عزیزم.ممنونم.
عید شما هم مبارک باشه.
از اینکه خیلی بهمون سر میزنید ممنونیم.بهللللللللله راست بود.الان یک ماه و نیم میشه که اومدیم.ولی خدائیش دلم برا شهرتون نتنگولیده ولی برای دیدن خودتون تنگولیده
زهره مامان آریان
14 آبان 91 1:17
انشالله زودتر خوب بشید.کوچولوهای نازتون رو ببوسید.
مامان رها
14 آبان 91 9:18
خاله فدای این دو عسلم بشم الهی
خیلی نازن ببوسشون از طرف من
دنونای تازه افتاده ثنا خانم مبارک ایشالله جاشون نو در بیاد
دندونای تازه دراومده ثمین خانم هم مبارک بسلامتی


ممنونیم خاله ی مهربون
مامان رها
14 آبان 91 9:18
راستی عیدتون هم مبارک برای گرفتن عیدی از رها بیاین پیشمون


عید شما هم مبارک.چشم
خانم معلم بندری
19 آبان 91 9:21
سلام خانم گل
چرا کامنت دونی پست های بالا باز نمیشه ؟
ممنونم از شما بخاطر همه ی انرژی های مثبتی که می فرستید .